وقتی که دیگر نبود ،

من به بودنش نیازمند شدم !

وقتی که دیگر رفت ،

من به انتظار آمدنش نشستم !

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،

من او را دوست داشتم  !

وقتی او تمام کرد ،

من شروع کردم !

وقتی او تمام شد ،

من آغاز شدم  !

و چه سخت است ،

تنها متولد شدن  ؛

مثل تنها زندگی کردن است ؛

مثل تنها مردن ...