پایان او . آغاز من ...

وقتی که دیگر نبود ،
من به بودنش نیازمند شدم !
وقتی که دیگر رفت ،
من به انتظار آمدنش نشستم !
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،
من او را دوست داشتم !
وقتی او تمام کرد ،
من شروع کردم !
وقتی او تمام شد ،
من آغاز شدم !
و چه سخت است ،
تنها متولد شدن ؛
مثل تنها زندگی کردن است ؛
مثل تنها مردن ...
+ نوشته شده در ساعت توسط Samuel
|
خداحافظ