و من شکستم ...

و من شکستنم را دیدم برای دومین بار و این بار دردناک تر می دونم تقصیر خودم بود می دونم چرا تکرار شد می دونم چرا اتفاق افتاد اتفاق افتاد چون اعتراف کردم به دوست داشتن پذیرفتم نیاز را و گذاشتم ببینه خرد شدنم را و ازش لذت برد و پیروز مندانه از کنارم رد شد نمی ذارم دیگه تکرار بشه همین یه بار برای همه عمرم کافیه من کسی را نمی شکنم و اجازه نمی دم کسی شکستنم را ببینه حتی اگه له شده باشم ، محکم می ایستم این بار من کسی را فراموش نمی کنم و اجازه نمی دم فراموشم کنن قبل از این که به فکرش بیفتن ، من می رم این بار من از کسی متنفر نمی شم و اجازه نمی دم کسی دوستم نداشته باشه قبل از این که بخوان حس بدی پیدا کنن ، من بی هیچ حسی می گذرم این بار
+ نوشته شده در ساعت توسط Samuel
|
خداحافظ