نیمکت ...

نمی دانی نیمکت ترک خورده ای که هر روز روی آن ساعته ها
به هم چشم می دوختیم ،
چقدر شرمگین مرا می پاید .
من را ببخش که دلتنگت شده ام !
خودت بهتر می دانی تنها یادگارت غم لحظه غروب است ؛
که همیشه تماشاچی اشکهای قلب داغدار من بود .
بدان هرگز نمی توانی مرا از خودت متنفر کنی
و بدان هرگز از یادم نخواهی رفت .
پس بیا نه به حرمت عشق
بلکه به رسم جوانمردی و به یاد تقدس آغوش گرمم
اگرروزی برگشتی
*شاخه ای گل سرخ روی قبرم بگذار*
+ نوشته شده در ساعت توسط Samuel
خداحافظ