هارون الرشید- خلیفه عباسی، به علت حرص و طمع در مملکت داری خویش ، سعی داشت مخالفان خود را به هر وسیله و بهانه ای از سر راه خود بردارد برای همین یا آنها را می کشت و یا به زندان می فرستاد . زندانی که رهایی از آن امکان نداشت .

امام موسی کاظم (علیه السلام) دوره ی امامت خود را در زمان این ظالم می گذراندند ایشان مورد احترام و محبوب دل مومنان بودند و به طبع مخالف ظلم .

هارون الرشید، امام را یک خطر خیلی جدی برای خود می دانست . او سعی و کوشش داشت تا علمای برجسته ی اسلامی را ترغیب کند که فتوا دهند امام موسی کاظم از دین خارج شده است. بدین ترتیب زمینه ی اقدام علیه آن بزرگوار آماده گردد .

یکی از علمای آن روزگار بهلول بود و هارون الرشید از او خواست که فرمان قتل امام موسی کاظم(علیه السلام) را امضا کند .

بهلول ماجرا را به اطلاع امام رساند و چاره طلبید .

امام موسی کاظم (علیه السلام) که در زندان هارون الرشید به سر می بردند فرمودند :

خود را به دیوانگان شبیه ساز تا از این خطر رهایی یابی .

بهلول، خود را به دیوانگی زده و به شمشیر طنز و طعنه و مسخرگی، بر حکومت ظالم، حمله آورد .

نام اصلی این مرد بزرگ ((وهب بن عمرو)) می باشد . و چون گشاده رو و خندان و زیبا چهره بود ، بهلول نام می گیرد که به معنی همه ی این صفات است .

بهلول از دو ویژگی خاص برخوردار بود :

یکی دارا بودن موفقیت علمی و اجتماعی و دینی در میان مردم و خویشاوندی نزدیک با هارون الرشید .

به سبب همین دو ویژگی، او می توانست آزادانه و بی هراس به سر وقت هارون الرشید و کارگزاران او رفته و هرچه را که می خواهد ، به زبان طنز بر آنان وارد سازد. او از همین روش استفاده می کرد تا هارون الرشید را متوجه اشتباهاتش کند .

آرامگاه بهلول در بغداد قرار دارد روی سنگ قبر وی ، تاریخ ۵۰۱ قمری دیده می شود .

 واژهٔ بهلول در عربی به معنای «شاد و شنگول» است .