این شعر ها دیگر برای هیچ کس نیست

نه در دلم انگار جای هیچ کس نیست

 

آنقدر تنهایم که حتی دردهایم

دیگر شبیه دردهای هیچ کس نیست

 

حتی نفسهای مرا از من گرفتند

من مرده ام ، در من هوای هیچ کس نیست

 

دنیای مرموزی ست ما باید بدانیم

که هیچ کس اینجا برای هیچ کس نیست

 

من می روم هر چند می دانم که دیگر

پشت سرم دعای هیچ کس نیست  




   "سيندي"




تا حالا غم از دست دادن يه دوست و تجربه نكرده بودم ، نميخوام در موردش حرف بزنم ...