بهار ...
دل من در دل شب خواب پروانه شدن میبیند
مه در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا میچیند
آسمانها آبی است
پر مرغان صداقت آبی است
دیده در آینه صبح تو را میبیند
از گریبان تو صبح صادق
میگشاید پر وبال
تو گل سرخ من
تو گل یاس منی
تو چنان شبنم پاك سحری
نه از آن پاك تری
تو بهاری
نه ! بهاران از توست
از تو میگیرد وام هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ بهارانم نیست ...
+ نوشته شده در ساعت توسط Samuel
|
خداحافظ