The End

ميروم شايد كه در خاطره ها زنده شوم
ميروم شايد كه در تنهائي ها يادم كنيد
ميروم با اين اميد كه غصه هاتان كم شود
ميروم در حسرت يك لحظه كه شادم كنيد
ميروم نازك دلي ، نازك تر از شيشه شوم
ميروم تا نشكنم چون سنگ ، پاي عابري را
ميروم شعرهاي من اينجا خريداري نداشت
ميروم تا گِل بگيرم در ِ طبع ِ شاعري را
ميروم عمري نوشتيم و كسي آنرا نخواند
ميروم دفتر به آتش ميكشم ، خيري نديدم من ز آن
ميروم غزل به گوش رود گويم بعد از اين
ميروم شايد نشاندش بر دل ِ ، دريا دلي ، آب روان
ميروم مدفون شوم در زير آوار سكوت
ميروم تا غرق در اشكهاي دريايئ شوم
ميروم همراه با حس سقوط قاصدك
ميروم چيزي شبيه آن چه ميخواهي شوم
ميروم با آنكه رفتن قصد و رويايم نبود
ميروم چه ماندني با روح رنجور وعليل
ميروم هر شعر شاعر را دليل بايد بود
ميروم كه ذوق ما را كور كردند بي دليل
*
*
*
*
*

17\12\1387
09\03\1430
07\03\2009
03:19 AM
يا حق
خداحافظ