مهم نيست !...
مهم نیست كه رؤیاهای معصومِ مرا میدزدند
یا به لحن ترانههای كودكیام میخندند !
میدانم به زودی در زیر عبور این لحظههای پرشتاب
دفن خواهم شد !
ولی تو را قسم به هرچه از بیقراری دریا شنیدهای ،
مگذار كسی هوای بارانی چشمت را به گریه تعبیر كند !
آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود
که به شوق من آمده باشد !
رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت ؛
صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود
که من گمان می کردم میگوید :
دوستت دارم !!!
+ نوشته شده در ساعت توسط Samuel
خداحافظ